۱۵ اصطلاح عکاسی که پرامپت شما را حرفهای میکند
· نوشته Admin
وقتی از هوش مصنوعی یک تصویر واقعگرایانه میخواهید، در واقع از او میخواهید نقش عکاس را بازی کند. هرچه زبان عکاسی را بهتر بلد باشید، کنترل بیشتری روی نتیجه دارید. این ۱۵ اصطلاح پرکاربردترینها هستند.
لنز و فاصله کانونی
- 24mm (واید): میدان دید گسترده؛ مناسب معماری، منظره و فضاهای داخلی.
- 35mm: نزدیک به دید طبیعی چشم؛ برای عکاسی خیابانی و روایی.
- 50mm: لنز استاندارد؛ تصویر بدون اعوجاج و طبیعی.
- 85mm: لنز کلاسیک پرتره؛ صورت را خوشفرم و پسزمینه را محو میکند.
- Macro lens: برای جزئیات بسیار نزدیک مثل قطره آب یا بافت پارچه.
عمق میدان و فوکوس
- Shallow depth of field: سوژه واضح و پسزمینه محو؛ حس حرفهای و سینمایی.
- Bokeh: دایرههای نرم نور در پسزمینه محو؛ معمولاً همراه با نورهای شهری شب.
- Deep focus: همهچیز از جلو تا عقب واضح؛ برای منظره و معماری.
زاویه و قاب
- Eye level: زاویه همسطح چشم؛ حس صمیمی و طبیعی.
- Low angle: دوربین پایینتر از سوژه؛ سوژه قدرتمند و بزرگ دیده میشود.
- Bird's-eye view / Top-down: نمای از بالا؛ عالی برای عکس غذا و چیدمان محصول.
- Close-up / Medium shot / Wide shot: میزان نزدیکی دوربین به سوژه را تعیین میکند.
نور و جلوهها
- Rembrandt lighting: مثلث کوچک نور زیر چشم سمت سایه؛ پرتره کلاسیک و دراماتیک.
- Rim light: نور از پشت که دور سوژه را روشن میکند و آن را از پسزمینه جدا میکند.
- Film grain: دانههای ریز فیلم که حس عکاسی آنالوگ و سینمایی میدهد.
یک مثال ترکیبی
Medium shot of an elderly carpenter in his workshop, 35mm lens, eye level, warm window light with rim light on his hair, shallow depth of field, subtle film grain
این پرامپت با چند اصطلاح ساده، تقریباً تمام تصمیمهای یک عکاس را مشخص کرده است: فاصله، لنز، زاویه، نور و حالوهوا.
نکته پایانی
لازم نیست همه این اصطلاحها را در یک پرامپت بیاورید. دو یا سه اصطلاح هدفمند معمولاً از یک فهرست طولانی مؤثرتر است. با ترکیبهای مختلف آزمایش کنید و نتیجهها را کنار هم مقایسه کنید.